جستجو

متن آهنگ شکاف حامد اسلش

متن آهنگ شکاف حامد اسلش

ترانه سرا : حامد اسلش | آهنگ و تنظیم : سعید دهقان

Text Music Hamed Slash Shekaf

متن آهنگ شکاف حامد اسلش

کجایی غریبه کجای این دنیا
چرا هر جا رو میگردم از تو نمیشه یه نشونه ای پیدا

کجایی که من الان ته خط جنونم
دارم له میشم تنها توو این شبا زیر بار سنگین پلکام

کجایی غریبه کجای این دنیا
چرا هر جا رو میگردم از تو نمیشه یه نشونه ای پیدا

کجایی که من الان ته خط جنونم
دارم له میشم تنها توو این شبا زیر بار سنگین پلکام

من خودمو نمیشناسم من خودمو نمیشناسم
تو منو نمیشناسی تو تو تو تو خودمی نمیشناسمت

من خودمو نمیشناسم نه نه نه من خودمو نمیشناسم
من دیگه حتی خودمو نمیشناسم تو خودمی نمیشناسمت

اگه بدونم کجایی با همین تیری که خورد توو پهلوم
با همین جای دستای بغض رو گلوم میام

اگه بدونم کجایی با همین حال مجهول و گم توو درون
با جنازه ی طبیعتی که مرد توو خزون میام

اگه بدونم کجایی چرا جایی جا نذاشتی هیچ رد پایی
نمیدونم الان تو توو کدوم نقطه ی تاریک این دنیای سیاهی

نه تصویری نه صدایی نکنه که پشت این آیینه هایی
یا که ته بازی ثانیه هایی فقط میخوام بدونم که تو کجایی

مهم نی که سر راه کیایی یا دنبال چیایی
من شاکی ام حتی از خودم هنوز درگیر توهمم

چرا جایی که باس تصمیم میگرفتم واکنشم غلط بودو
جمع نبود توجهم من حیف چرا جمع نبود توجهم

من حیف چرا هنوز درگیر توهمم
پر تنفرم زیر پای لحظه ها لگد شدم

با اینکه میدونم این دل همه جاش هم زخم شده
ولی هنوز دلخوش تلنگرم
من حیف چرا دلخوش تلنگرم

از کی زیر پای لحظه ها لگد شدم
اصلا حالمو نپرسیدی
هنوز نفهمیدم چجور آرامشو دزدیدی

درسته که به دست آوردن چیزی مفتی نی
ولی تنهایی اصلا اون چیزی که میگفتی نی

خیلی دور از تصوره اگه روحم تحملش
بالا نبود تا الان زیر پاش

ذره ذره ی وجودم لگد شده بود
تا توو تاریکی با سیاهی یکی نشدم نفهمیدم

که بیهودست توجه به نور
من نمیدونم فقط تو بگو که کجایی

میام و هر چی که دارم میریزم به پات
فقط لب تر کن میشم از سر تا پا گوش

پای حرفای نگفته میشینم به جات
طولانی ترین شبو میکنیم صبح

قول میدم در گوشمون هم چیزی نگه خواب
حضور از چشات میگیرن چشام

حضورمونو از چشای من میگیرن چشات
بذار پیچیده شه یعنی داره سفر میگیره شکل

به یه جای دوری که نمیبینه چشم
تو که میدونی داره چی میکشه دل

پس بذار یه نفس شیرین بچشه
از اون نگاهت که کوهو از جاش میکَنه

تو بیا قول میدم دیوار میشکنه
نگو خسته ام که گوشای راه میشنوه

تو میتونی هر وقتی هر جایی باشی
مثل من اسیر خاک نیست تنت

فقط زمان بی شرف منتظر من و تو نمیمونه
از کنارمون مثل باد میگذره هنوز روشنه دلم

اگه خشک نشه دلم و عقلمم سر جاش بمونه
هر روز من همونجایی که گمت کردم منتظرتم

واس گفتن قصه ام از سیر تا پیاز
از زشتی تا زیباییاش

از شور و اشتیاق تا بی تابیاش
تا دل زدگی و بی زاریاش

به مقصد امیدی نی با این جاده
هر جوری که از هر راهی بری

ته تهش ته این بازی باخته
فهمیدم که این بیماری خاصه

درد چیزی که اینجا زیاده
آخه مگه دیگه چی دادی یاد به ما

الان که انقد آروم شدم
آواره ی این خیابون شدم

حالا که دیگه توو سر نیست تصویر از خیال بارون شدن
حالا که همه ی دردای دنیا توو خنده ی الخ این آغوش گمن

حالا که شدم با تشویش درگیر
نمیدونم به کدوم صدا گوش کنم

نعره هامو کشیدم به زنجیر
ترسایی که قانون شدن

همه خوابای راحت و سنگین
شروع کردن به کابوس شدن
تا آخر این زندگی تبعید به یه شهر فراموش شده ام

به یه کنجی که شکست و ناجور دوره ام کردن
بردا از دور راهشونو کج کردن

همه ی کمکا پاسوز شدن رفتن
امیدا آسون شدن پر پر

واسه آرزوها گور و قبر کندن
فقط از رو زمین تابوت بلند کردن

فهمیدم من مثل طاعون پر از مرگم
باید ضعیف شم داروم کنن یا باید پا رو خودم

بذارم و هر جوری شده با دستای خودم
این چیزایی که ساختمو نابود کنم

با اینکه واسه هر جرقه از باروت پرم
باید خودم خودمو خاموش کنم

اه چقد این حال داغون کشنده است
خیلی چاقوش برنده است

میبره دلی رو که زده به دریایی که
نمیشه حتی توش یه فانوس روشن کرد

من شاکی ام حتی از خودم هنوز درگیر توهمم
چرا جایی که باس تصمیم میگرفتم واکنشم غلط بودو

جمع نبود توجهم من حیف چرا جمع نبود توجهم
من حیف چرا هنوز درگیر توهمم

پر تنفرم زیر پای لحظه ها لگد شدم
با اینکه میدونم این دل همه جاش هم زخم شده

ولی هنوز دلخوش تلنگرم
من حیف چرا دلخوش تلنگرم

از کی زیر پای لحظه ها لگد شدم اصلا حالمو نپرسیدی
هنوز نفهمیدم چجور آرامشو دزدیدی

درسته که به دست آوردن چیزی مفتی نی
ولی تنهایی اصلا اون چیزی که میگفتی نی

خیلی دور از تصوره اگه روحم تحملش
بالا نبود تا الان زیر پاش

ذره ذره ی وجودم لگد شده بود
تا توو تاریکی با سیاهی یکی نشدم نفهمیدم

که بیهودست توجه به نور
من نمیدونم فقط تو بگو که کجایی

میام و هر چی که دارم میریزم به پات
فقط لب تر کن میشم از سر تا پا گوش

پای حرفای نگفته میشینم به جات
طولانی ترین شبو میکنیم صبح

قول میدم در گوشمون هم چیزی نگه خواب
حضور از چشات میگیرن چشام

حضورمونو از چشای من میگیرن چشات
بذار پیچیده شه یعنی داره سفر میگیره شکل

به یه جای دوری که نمیبینه چشم
تو که میدونی داره چی میکشه دل

پس بذار یه نفس شیرین بچشه
از اون نگاهت که کوهو از جاش میکنه

تو بیا قول میدم دیوار میشکنه
نگو خسته ام که گوشای راه میشنوه

تو میتونی هر وقتی هر جایی باشی
مثل من اسیر خاک نیست تنت

فقط زمان بی شرف منتظر من و تو نمیمونه
از کنارمون مثل باد میگذره

تکست آهنگ شکاف حامد اسلش

نظرات کاربران

بدون نظر
نظرها بعد از تایید مدیران منتشر می‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !