متن آهنگ جدید سرگذشت رضا پیشرو و مجید ادیب

متن آهنگ جدید سرگذشت رضا پیشرو و مجید ادیب

Text New Music Reza Pishro Ft Majid Adib Sargozasht

متن آهنگ جدید رضا پیشرو و مجید ادیب به نام سرگذشت از تکست ایرانی

Various Artists Adrenaline 300x300 - متن آهنگ جدید سرگذشت رضا پیشرو و مجید ادیب

کاری جز نوشتن ازم بر نمیاد
یه مرد بیخوابم که مخش تعطیله و شنبه میخواد
لب به سیگار یه گوشه رو تخت بیحال
تو اوج سلامتی جسمانی داره نقش بیمار
حتی تو بارونم اشکای من معلومه
بدنم گرمه اما سرمای من از توئه
توو این روزا با بغض فریاد من مسدوده
کارم شده از بیرون تنها برم مست خونه
بیشتر از سن خودم فهمیدم و پیر شدم
اونا که منو نفهمیدن جلوم دیو شدن
یا برعکس گفتن تو شیطانی
خواستن منو بسوزونن
روحمو تو زندانی بپوسونن
پس بیدار شدم تو تاریکی شب
اولش داشتم میشدم تو نا امیدی غرق
خواستم خودمو بکشم و یه صدا میگفت
رضا راهت ادامه داره تا امیدی هست

<<<سرگذشت رضا پیشرو و مجید ادیب>>>

من تو عمق دردا بودم
جنگیدم با مشکلاتم
همیشه تو اوج نا امیدی
یه صدایی میگفت من باهات
شب و سیاهی زود میمیره
وقتی بیرون میاد خورشید
ولی الان اون روزا مرده
که هیشکی از ما حالی نمی پرسید
راهی نبود واسه فرار از درد
میدیدم همه درا بسته اس
هی به زندگی شد علاقه ام کم
ولی الان خب حواسم هست
دیگه مشکلارو
از دست ندادم من پشت کارو
کسی ام که از رفیقا خورده نارو
خیلیا خالی کردن پشت مارو
Oh Yeah

<<<تکست آهنگ جدید سرگذشت رضا پیشرو و مجید ادیب>>>

من تو این لحظات دارم یه چیزایی رو میفهمم
فرق بین خواب و بیداریمو میسنجم
فهمیدم رنج و تنهاییا امتحانه منه
بعد از این همه گوشه گیری یه حس تازه تره
وقت سحر نا امیدی رو تو شب تیره چال کن
تا ببینی با انتظار یه در دیگه باز شد
بگو باز شکر خدای من
اگه ماه ناقصه نگاه کن یه شب دیگه ماه رو
یه روزایی از همه فاصله گرفتم
خدا نزدیکتر شد و تا بشه نوشتم
تا میشد درس گرفتم ازین حادثه هجرت
فهمیدم جهنم و رد کنم داخل بهشتم
تنها با پاکت سیگار و یه ساعت دیواری
هرکی منو میدید میگفت عجب آدم بیماری
دل بی قرار من تو طاقت زیادی داری
تو این شرایط داری با همه میسازی
باید چیزایی رو که میخوام دنبالش بگردم
پس تا جایی که میشد مطالعه کردم
ادامه دادم با مراقبه کردن و
یه صدایی میگفتم مراقبت هستم

<<<متن آهنگ سرگذشت از رضا پیشرو و مجید ادیب>>>

من تو عمق دردا بودم
جنگیدم با مشکلاتم
همیشه تو اوج نا امیدی
یه صدایی میگفت من باهات
شب و سیاهی زود میمیره
وقتی بیرون میاد خورشید
ولی الان اون روزا مرده
که هیشکی از ما حالی نمی پرسید
راهی نبود واسه فرار از درد
میدیدم همه درا بسته اس
هی به زندگی شد علاقه ام کم
ولی الان خب حواسم هست
دیگه مشکلارو
از دست ندادم من پشت کارو
کسی ام که از رفیقا خورده نارو
خیلیا خالی کردن پشت مارو
Oh Yeah

نظرات

  • نظرات پس از تایید مدیریت نمایش داده خواهند شد.
  • لطفا نظرات خود را بصورت فارسی تایپ کنید.
منتشر شده : ۰ در حال بررسی : ۰